جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
766
تحفة الملوك ( فارسى )
رضاى خداوند و خود را منعم و محسن دانستن مىباشد ، با آنكه اگر از اهل عقل باشد هرآينه مىداند كه در حقيقت ، صاحب نعمت و احسان اولا خداوند است كه او را مالدار و غنى گردانيده است ، و بعد از آن ، فقير و سائلى است كه به واسطهء فقر و سؤال خود ، سبب رسانيدن احسان و ثواب خداوند به سوى او شده است و او را نجات از بخل و از عقابى كه مترتب بر بخل و بر منع او مىشود داده است يا آنكه سائل نايب و وكيل خداوند است در گرفتن و حق ، حق خدا است و در حقيقت ، گيرنده او است نه غير او . و از اينجا است كه جناب امير عليه السّلام در بعضى از كلمات حكيمهء خود فرموده است كه « من علم ان ما صنع انما صنع الى نفسه لم يستبطى الناس فى شكرهم و لم يستردّهم فى مودّتهم فلا تلتمس من غيرك شكر ما اتيت الى نفسك و وقيت به عرضك ، و اعلم ان الطالب اليك الحاجة لم يكرم وجهه عن وجهك فاكرم وجهك عن ردّه » « 1 » ؛ يعنى كسى كه بداند كه آنچه كرده از خيرات ، براى خود كرده است ، هرآينه مردمان را در شكر نمودن ايشان استبطاء نمىنمايد ، يعنى طلب شكر احسان خود از كسى نمىكند كه به اين سبب ايشان را در شكر نمودن دير و با تأخير ببيند و رد نمودن مودّت و احسانى كه به ايشان نموده است از ايشان توقع ندارد ، پس طلب منما از غير خودت شكر احسانى كه در حقيقت به نفس خودت نموده و به واسطهء آن ، عرض خود را نگاه داشته [ اى ] ، و بدان به درستى كه كسى كه طلب مىنمايد از تو حاجت را هرآينه اكرام و عزت روى خود را بيشتر از روى تو نداشته است ، پس بايد كه تو اكرام و عزت روى خود را بدارى و به رد نمودن او خود را بىاكرام و بىعزت نكنى . اى آنكه ره به مشرب مقصود بردهاى * زان بحر قطرهاى به من خاكسار بخش و چونكه كلام به اينجا انجاميد لازم آمد كه شمّهاى و نمونهاى از آداب عقلانيه كه استعمال نمودن آنها در حق گيرنده و قبولكنندهء عطيه ايضا لازم و واجب است ذكر نموده شود ايضا . پس آداب آن است كه فقير و گيرندهء عطيه ، بداند كه ولىّ نعم حقيقى و صاحب احسان اصلى و اولى او خداوند تبارك و تعالى است و اشخاصى را كه به او
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 4 ، ص 28 ، ح 1 ؛ اين حديث با كمى اختلاف در معانى الاخبار ، ص 141 ، باب معنى المكافاة و الشكر ، ح 1 و تحف العقول ، ص 219 منسوب به امام پنجم عليه السّلام آمده است .